آموزش روش ها، تکنیک ها - چالش ها - ایده ها

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات

آخرین مطالب

  • روش‌های نوین درآمدزایی آفلاین با بودجه کم
  • راه‌های کسب درآمد جانبی بدون پرداخت هزینه اولیه
  • راه‌های عملی کسب درآمد بدون پول و سرمایه
  • راه‌اندازی کسب‌وکار خانگی با سرمایه کم و ایده‌های موفق
  • راهکارهای کاربردی کسب درآمد اینترنتی برای افراد بدون بودجه
  • راهکارهای سریع و عملی برای شروع کسب درآمد بدون سرمایه
  • راهنمای کامل کسب درآمد آنلاین از صفر تا صد
  • نکته های بی نظیر درباره آرایش دخترانه
  • توصیه های ارزشمند و حرفه ای درباره آرایش دخترانه و زنانه که باید بدانید
  • ⭐ ترفندهای اساسی درباره آرایش دخترانه و زنانه
دانلود پایان نامه های آماده – ۲-۱۱-۵-۴-۱- اجزاء سرمایه ساختاری – 1
ارسال شده در 30 آذر 1401 توسط مدیر سایت در بدون موضوع

طبق نظر بونتیس[۵۰] ( ۱۹۹۸، ۶۳-۷۶) اگر یک سازمان دارای سیستم­ها و رویه ­های کاری ضعیف باشد، سرمایه فکری به حداکثر توانایی بالقوه­اش دست نخواهد یافت. درحالی­که سازمان­هایی با سرمایه ساختاری قوی دارای یک فرهنگ حمایتی خواهند شد که به افراد امکان می­دهد تا دست به کارهای جدید بزنند، با شکست روبرو شوند و یاد بگیرند. همچنین سرمایه ساختاری می ­تواند به کارکنان پشتیبانی برای تحقق عملکرد بهینه و همچنین عملکرد کسب و کار سازمان کمک کند. سرمایه ساختاری تابعی از سرمایه انسانی است، چرا که سرمایه انسانی یک عامل تعیین­کننده شکل سازمانی است. از طرف دیگر، سرمایه ساختاری به مجرد اینکه تحت تأثیر سرمایه انسانی قرار گیرد، به طور آشکار و مستقل از سرمایه انسانی ایجاد می شود. برای مثال، ساختار سازمانی و فرهنگ سازمانی به طور مستقل می ­توانند اثرات بنیادی داشته باشند.

‌بنابرین‏ سرمایه ساختاری و سرمایه انسانی در تعامل با یکدیگر به سازمان­ها کمک ‌می‌کنند که به طور هماهنگ سرمایه مشتریان را شکل و توسعه داده و به کار گیرند (چن ،۲۰۰۴، ۱۰۰-۸۵).

۲-۱۱-۵-۴-۱- اجزاء سرمایه ساختاری

بعد سازمانی در سرمایه فکری به صورت سازمانی (ساختاری) تعریف می­ شود. سرمایه سازمانی به صورت مجموع دارایی­ هایی تعریف می­ شود که توانایی خلاقیت سازمان را ممکن می­سازد. مأموریت شرکت، چشم­انداز، ارزش­های اساسی، استراتژی­ها، سیستم­های کاری و فرآیندهای درونی یک شرکت می ­تواند در زمره این نوع دارایی­ ها به حساب آید. سرمایه سازمانی یکی از اصول زیربنایی برای خلق سازمان­ های یاد گیرنده است. آنچه مسلم است اگر ساختار یک سازمان منعطف نباشد، یادگیری نیز در آن سازمان امری مشکل و دور از دسترس است. گرچه یادگیری سازمانی ریشه در یادگیری فردی دارد اما فرآیندی که منجر به توسعه سازمان می­ شود تنها با جمع میزان یادگیری فردی اعضاء سازمان، حاصل نمی­ شود. یادگیری سازمانی یک فرایند پویا است که بر مبنای دانش بنا نهاده شده است و با آن ‌می‌توان از سطح فرد به سطح گروه و از سطح گروه به سطح سازمان ارتقاء پیدا کرد. تحلیل یادگیری به عنوان یک فرایند با توجه به سه جنبۀ مهم صورت ‌می‌گیرد. نخست اینکه دانش و مخصوصاً کسب یا ایجاد و انتشار و ترکیب آن در میان سازمان، یک منبع استراتژیک کلیدی است. این گفته باعث ایجاد این ایده می­ شود که یادگیری سازمانی دارای ماهیت جمعی است که بالاتر از یادگیری فردی کارکنان است.

دوم اینکه، ایجاد و انتشار دانش جدید باعث ایجاد تغییرات داخلی پی در پی در سطح شناختی یا رفتاری کارکنان می­ شود. سوم، این تغییرات داخلی باعث به وجود آمدن ارتقاء دائمی می­ شود که این ارتقاء فعالیت شرکت را بهبود می­بخشد یا حتی باعث دستیابی به مزیت رقابتی بر پایۀ قابلیت ­های یادگیری مختلف شرکت می­ شود. شکل پویایی و تداوم فرایند یادگیری را نشان می­دهد.

نمودار۲-۳-فرایند یادگیری سازمانی

بر اساس گفته­های فوق ‌می‌توان یادگیری سازمانی را بدین صورت مفهوم­سازی کرد: قابلیت یک سازمان برای پردازش دانش، به بیان دیگر قابلیت یک سازمان برای ایجاد، اکتساب، انتقال و تکامل دانش و تغییر رفتار سازمانی برای نشان دادن موقعیت ادراکی جدید برای ارتقاء عملکردش.

ارتقاء مؤثر قابلیت یادگیری سازمانی نیازمند چهار وضعیت است: نخست، مدیریت شرکت باید از یادگیری سازمانی به شدت حمایت و پشتیبانی کند. مدیریت باید جلودار فرایند یادگیری سازمانی باشد، حمایت خود را از یادگیری سازمانی آشکار کند و تمام کارکنان را در این کار درگیر نماید. دوم، این کار نیازمند وجود یک شعور جمعی است که کارکنان، شرکت را به عنوان سیستمی ببینند که هر کس باید در این سیستم در امر یادگیری مشارکت داشته باشد تا نتیجۀ دلخواه به دست آید. اگر در این زمینه یک دیدگاه مشترک جمعی وجود نداشته باشد، اقدامات فردی منجر به یادگیری سازمانی نخواهد شد. سوم، یادگیری سازمانی مستلزم ایجاد دانش سازمانی است که توسط انتقال و ترکیب دانش فردی به دست می ­آید. اگر مجموعه ­ای از دانش سازمانی ایجاد شود، خود بخود در کارهای روزمره و فرآیندهای کاری وارد خواهد شد که این کار برای تضمین یادگیری سازمانی مستمر، لازم است. نهایتاًً، انطباق با تغییراتی که در این چارچوب رخ می­دهد برای قابلیت یادگیری انطباق­پذیری برای محیط رقابتی امروز ناکارآمد است. شرکت باید از یادگیری انطباق­ پذیر فراتر رود و بر سطح یادگیری که برای پاسخ به سیستم سازمانی تحت فشار لازم است تمرکز نماید و اگر لازم باشد در جستجو برای نوآوری و بدیل­های انعطاف­پذیر بیشتری باشد.

حتی اگر کارکنان یک سازمان از توانایی­ ها و قابلیت ­های بالایی برخوردار باشند اگر ساختار سازمانی از قوانین و سیستم­های ضعیفی تشکیل شده باشد نمی­ توان از این قابلیت­ها و استعدادهای کارکنان برای ارزش و داشتن عملکرد خوب سازمانی استفاده کرد. البته باید ‌به این نکته توجه داشت که اگر سازمان سرمایه ­گذاری زیادی بر روی تکنولوژی انجام دهد ولی کارکنان توانایی استفاده از این تکنولوژی را نداشته باشند این سرمایه ­گذاری و به تبع آن سرمایه سازمانی، مفید و مؤثر نخواهد بود (بونتیس[۵۱] ، ۱۹۹۸). یعنی اگر سرمایه انسانی، تخصص استفاده از تکنولوژی را نداشته باشند باز هم نمی­ توان سرمایه سازمانی خوبی ایجاد کرد و همین امر نشان می­دهد که سرمایه انسانی و سازمانی با یکدیگر تعامل دو جانبه دارند.

سرمایه انسانی

سرمایه سازمانی

نمودار۲-۴- سرمایه ساختاری

سرمایه ساختاری شامل تمام مخازن دانش در یک سازمان است که در برگیرنده پایگاه داده ­ها و چارت­های سازمانی و دستورالعمل­های فرآیندی و استراتژی­ها و یا شامل هر چیز دیگری که به سازمان ارزشی بیشتر بدهد ‌می‌باشد (بونتیس و همکاران[۵۲]، ۲۰۰۲).

سرمایه ساختاری به صورت سخت­افزارها و نرم­افزارها و پایگاه داده ­ها و ساختار سازمانی و حق اختراع­ها و مارک­های تجاری و سایر قابلیت ­های سازمانی است که بهره ­وری کارکنان را بالا می­برد (ادوینسون و همکاران[۵۳] ، ۱۹۹۷).

سرمایه ساختاری، دانشی است که بعد از رفتن کارکنان به خانه، در سازمان باقی می­ماند (روس و دیگران[۵۴] ، ۱۹۹۷).

سرمایه ساختاری، یک سیستم زیربنایی و اطلاعاتی است که توسط آن ‌می‌توان دانش پنهان افراد را به دارایی جمعی تبدیل کرد (نیکولینی[۵۵]،۱۹۹۳) یعنی توسط این سیستم اطلاعاتی ‌می‌توان دانش موجود در ذهن هر یک از کارکنان را در سراسر شرکت به اشتراک گذاشت و مالکیت دانش را به همه کارکنان انتقال داد. سرمایه ساختاری، یک زیر ساخت است که شرکت برای تجاری کردن نیروی انسانیش به وجود ‌می‌آورد. این زیر ساخت، به دو صورت مستقیم و غیرمستقیم کارکنان را حمایت می­ کند و این حمایت­ها هر کدام به طور جداگانه دارای عناصر فیزیکی (مشهود) و نامشهود هستند. حمایت مستقیم، حمایتی است که منابع انسانی مستقیماً آن را لمس ‌می‌کنند که شامل حمایت فیزیکی مانند کامپیوترها، میزها و تلفن­ها و همچنین حمایت نامشهود مانند سیستم­های اطلاعاتی، نرم­افزار کامپیوتری، رویه ­های کاری، برنامه ­های بازاریابی و دانش چگونگی انجام کار در شرکت است.

نظر دهید »
دانلود متن کامل پایان نامه ارشد – ۲-۹- عوامل کلیدی موفقیت در پیاده‌سازی مدیریت دانش – پایان نامه های کارشناسی ارشد
ارسال شده در 30 آذر 1401 توسط مدیر سایت در بدون موضوع

۲-۸-۲- انواع دانش از نظر جورنا

رنه جورنا در مقاله با عنوان «انواع دانش و اشکال مختلف سازمانی» سه نوع دانش را نام می­برد:

    1. دانش ضمنی (نهان): که قابل مشاهده نبوده و در تجارب، فرهنگ و ارزش‌های یک فرد یا سازمان نهفته است.

    1. دانش صریح: آشکار و کدگذاری شده­است.

  1. دانش نظری یا تئوریکی: دانشی است که از تخصص­های عمیق افراد سرچشمه ‌می‌گیرد. ویژگی­های این نوع دانش، بیشتر شبیه دانش ضمنی است.

جورنا سپس به بیان کاربرد این سه نوع دانش پرداخته­است. جدول زیر کاربرد این دانش­ها را در ساختارهای پنج‌گانه مینتزبرگ نشان می­دهد (امیرخانی، ۱۳۸۳).

جدول۲- ۳ کاربرد انواع مختلف دانش در ساختارهای پنج گانه مینتزبرگ

نوع دانش

نوع ساختار

نظری

صریح(آشکار)

ضمنی (نهان)

ساختار ساده

کم

کم

زیاد

بوروکراسی ماشینی

کم

زیاد

کم

ساختار بخشی

کم

زیاد

نسبتاً­ زیاد

بوروکراسی حرفه‌ای

زیاد

زیاد

نسبتاً­ زیاد

ادهوکراسی

کم

زیاد

زیاد

۲-۸-۳- انواع دانش از نظر ماشلوپ

زاک[۱۷] از پنج نوع دانش نام­برده­است (جعفری مقدم، ۱۳۸۲).:

    1. دانش عملی[۱۸]: که در کارها، اقدامات و تصمیم ­گیری­های انسان مورد استفاده قرار ‌می‌گیرد. دانش سیاسی، دانش حرفه­ای، دانش مربوط به کسب و کار و دانش­های تجربی دیگر از این نوع هستند.

    1. دانش عقلانی[۱۹]: که ارضا­کننده کنجکاوی­های عقلانی و منطقی است. این دانش، به عنوان بخشی از دانش‌های انسان­گرایانه[۲۰] قلمداد می­ شود.

    1. دانش تفریحی[۲۱]: که در مقابل دانش عقلانی مطرح می­ شود. این نوع دانش ارضا­کننده کنجکاوی­های عقلانی انسان نیست. بلکه به خاطر جنبه تفریحی­داشتن و احساسی­بودن، مطلوب ‌می‌باشد. و شامل شایعات، اخبار حوادث و اتفاقات، داستانها، جک، بازی‌ها و نظایر این ها می­ شود.

    1. دانش روحانی (مقدس)[۲۲]: که در ارتباط با دانش مذهبی انسان است و باعث رهایی انسان از گناه می شود.

  1. دانش ناخواسته[۲۳]: دانشی است که خارج از علایق انسان است و بی­هدف نگهداری می­ شود. (Zack et al, 2009).

۲-۸-۴- طبقه بندی بلاکلر از دانش

بات[۲۴] (۱۹۹۵) هم در یک طبقه ­بندی از دانش، انواع زیر را شناسایی کرده­است (Bhatt, 2002):

دانش ضمنی (نهان)، که این نوع دانش به سه دسته تقسیم می­ شود:

      1. دانش فرهنگی: به فرایند دستیابی به ادراکات مشترک اشاره می­ کند. فرآیندهایی نظیر جامعه پذیری و فرهنگ­پذیری.

      1. دانش ذهنی: دانشی است که به مهارت‌های مفهومی و توانایی‌های شناختی وابسته است و یک دانش انتزاعی است که در ذهن فرد نهفته است.

    1. دانش منسجم: دانشی است که وابسته به عمل و اقدام افراد است. این نوع دانش به حضور فیزیکی افراد و معاملات رو­در­رو متکی است.

  1. دانش صریح (آشکار): در این طبقه دو نوع دانش قرار می­ گیرند:

      1. دانش نظام­مند: دانشی نظام­مند است و می ­تواند به گونه ­ای نظام­مند در روابط تکنولوژی، نقش­ها و رویه ­های رسمی مورد تحلیل قرار بگیرد. همچنین این نوع دانش اشاره به دانش­های جمعی و مشترک بین انسان‌ها دارد.

    1. دانش منظم: که در قالب علائم و نشانه­هاست و می ­تواند به صورت کتاب و یا اطلاعاتی که به صورت الکترونیکی رد­و­بدل می­ شود، یافت شود.

۲-۸-۵- طبقه ­بندی لیدنر و علوی از دانش

علوی[۲۵] (Alavi, 2000:115) در طبقه بندی انواع دانش به چهار نوع دانش اشاره کرده ­اند:

    1. دانش ضمنی(نهفته) که در زمینه اقدامات و تجارب افراد دارد و تشکیل­دهنده مدل‌های ذهنی افراد است.

    1. دانش صریح (آشکار) که در مقایسه با دانش ضمنی عمومیت بیشتری داشته و به راحتی قابل انتقال است.

    1. دانش فردی که در وجود فرد نهفته است و ریشه در اقدامات فردی او دارد.

  1. دانش گروهی دانشی است که در سیستم­های اجتماعی و فرهنگی یک سازمان نهفته است (Alavi, 2000:115).

۲-۹- عوامل کلیدی موفقیت در پیاده‌سازی مدیریت دانش

در این بخش گستره وسیعی از عوامل کلیدی موفقیت در پیاده‌سازی مدیریت دانش ذکر می‌شود. این عوامل از دیدگاه مدیریت دانش عبارت است از اقدامات و فعالیت‌هایی که در پیاده‌سازی مدیریت دانش حیاتی هستند و تحقق هدف در گرو آن‌ ها می‌باشد. عوامل کلیدی موفقیت آن‌هایی هستند که یا درونی بوده و توسط سازمان‌ها قابل کنترل است و یا بیرونی بوده و کنترل کمی بر آن‌ ها صورت می‌گیرد. بر مبنای تجارب سازمان‌های پیشرو در خصوص پیاده‌سازی مدیریت دانش، عوامل کلیدی موفقیت مورد بررسی قرار می‌گیرد (Pfister et al, 2012).

درخصوص شناسایی عوامل کلیدی موفقیت پژوهش های بسیاری انجام شده است. معمولا اولین گام جهت اجرای یک سیستم، شناخت عوامل کلیدی موفقیت آن سیستم می‏ باشد. در طراحی و اجرای مدیریت دانش در سازمان‏ها نیز عواملی وجود دارند که نقش مهم و حیاتی‏تری را نسبت به سایر عوامل ایفا می ‏کند. عوامل کلیدی موفقیت در سازمان‏ها کمک می ‏کند تا با تمرکز قوا حول محورهای اصلی، روند اجرای سیستم مورد نظر تسهیل و تسریع گردیده و از اتلاف منابع جلوگیری شود. روکارت[۲۶] (۱۹۷۹) عوامل کلیدی موفقیت را شامل تعداد محدودی از حوزه ها می‏داند که نتایج رضایت بخش آن‏ها، عملکرد رقابتی موفقیت ‏آمیز را برای فرد، واحد، گروه یا سازمان تضمین کرده و به عبارتی ایجاد ارزش نماید. از این رو، شناخت عوامل کلیدی موفقیت برای مدیریت دانش نیز یکی از اولین و مهم‏ترین گام‏های پژوهش در حوزه مذکور خواهد بود. ماتی[۲۷] (۲۰۰۴) اظهار داشته است که عوامل کلیدی موفقیت اجرای مدیریت دانش در سازمان‏ها عبارت است از: فرهنگ، سازمان، راهبرد، سیستم‏های مدیریت دانش و زیرساخت IT، فرایندها و اقدامات مؤثر و سیستماتیک.

دیگر پژوهشگران به توسعه یک مدل مفهومی برای مدیریت دانش با تکیه بر عوامل کلیدی موفقیت پرداخته‏اند. این مدل بر پایه فرهنگ سازمانی، مدیریت، نیروی انسانی، آموزش، ابعاد سازمانی، پایلوت، فناوری اطلاعات، اندازه ‏گیری عملکرد، الگوبرداری و ابعاد مدیریت دانش تشکیل شده است. شکل زیر نشان‏دهنده مدل مفهومی ارائه شده است (Bhatt, 2002).

نظر دهید »
مقالات تحقیقاتی و پایان نامه – قسمت 6 – 10
ارسال شده در 30 آذر 1401 توسط مدیر سایت در بدون موضوع

ویژگی های سازمانی

رفتارهای رهبری

تحقیقات اولیه در این حوزه که توسط اورگان و همکارنش صورت گرفته، عمدتاً بر نگرش های کارکنان، گرایشلت و رفتارهای حمایتی رهبر متمرکز است. تحقیقات بعدی در حوزه های رهبری که به وسیله پودساکوف و همکارانش انجام پذیرفته است، حوزه رفتارهای رهبری را به انواع مختلف رفتارهای رهبری تعاملی و تحولی گسترش داده‌اند. اثرات مربوط به ویژگی های شغلی و سازمانی عمدتاً در تئوری های مربوط به جایگزین های مطرح شده که توسط صاحب نظران ورد مطالعه قرار گرفته است.

پژوهش های اولیه که ویژگی های فردی را مورد توجه قرار داده است، بر دو محور اصلی متمرکز است، اولا اورگان و ریان، عامل کلی مؤثر بر روحیه را به عنوان مبنای رضایت کارکنان، تعهد سازمانی، درک از عدالت و درک از رفتارهای حمایتی رهبری تلقی می‌کنند: ثانیاً تحقیقات نشانگر ارتباط معنادار آن ها با رفتار شهروندی سازمانی است که خود بیانگر اهمیت این متغیرها در تعیین رفتار شهروندی سازمانی است( پودساکوف، ۲۰۰۰).

عامل دیگر در فهم رفتار شهروندی سازمانی، تاثیر حالت روحی مثبت فرد است. در دهه های گذشته بحث های زیادی ‌در مورد برتری شناخت بر عاطفه، در تعیین رفتار شهروندی سازمانی صورت گرفته است.

در حالی که پودساکوف و همکارانش(۲۰۰۰) و اورگان و راین(۱۹۹۵)، تأثیر متغیرهای خاص شخصیتی و مزاجی را بر ابعاد مختلف رفتار شهروندی سازمانی، مورد انتقاد قرار داده‌اند. جورج[۳۴] (۱۹۹۱)، پیشنهاد می‌کند که در تحقیقات به جای پرداختن به اثرات حالت مزاجی باید بر روی اثرات ویژگی صفتی، متمرکز شد.

علاوه بر این جورج(۱۹۹۱) اشاره کرد که بین حالت روحی مثبت در کار و تمایل کارکنان برای کمک کردن به دیگران( بعد نوع دوستی رفتار شهروندی سازمانی)، رابطه وجود دارد؛ ‌بنابرین‏ عاطفه، نقش مهمی در رفتار شهروندی سازمانی بازی می‌کند. در حقیقت مطالعات اخیر حاکی از این است که این رابطه ‌در مورد ابعاد خاص رفتار شهروندی سازمانی هم صدق می‌کند( ملکی نیا و بجانی، ۱۳۸۹).

۲ـ۱ـ۶ـ پیامدها و نتایج رفتار شهروندی سازمانی

رفتار شهروندی سازمانی، بهره وری کارکنان و ‌گروه‌های کاری، ارتباطات، همکاری و کمک های بین کارکنان را افزایش می‌دهد؛ کار تیمی را تشویق می‌کند، نسبت اشتباهات را کاهش می‌دهد و مشارکت و درگیر شدن کارکنان را در مسائل سازمان، افزایش می‌دهد و به طور کلی جو سازمانی مناسبی را فراهم می آورد. رفتار شهروندی سازمانی از طریق اثرگذاری بر عوامل دورن سازمانی، بهبود روحیه، افزایش تعهد سازمانی، رضایت شغلی، کاهش نیات ترک شغل، کاهش غیبت و رفتارهای مخرب شغلی و نیز با تأثیرگذاری بر بهبود عوامل برون سازمانی هم چون رضایت شغلی، کیفیت خدمات و نیز وفاداری مشتریان، موجب تعالی کیفیت عملکرد کارکنان می شود( کاسترو[۳۵]و همکاران، ۲۰۰۴).

جوهره ی کلیدی در تعریف اورگان از رفتار شهروندی سازمانی، این است که چنین رفتاری، اثربخشی سازمانی را افزایش می‌دهد. در مطالعات تجربی زمینه‌های مختلفی که رفتار شهروندی سازمانی را ممکن می‌سازد:

افزایش بهره وری مدیریت و کارکنان

آزاد نمودن منابع انسانی که می‌توانند برای مقاصد مولدتری مورد استفاده قرار گیرند

کاهش نیاز اختصاص منابع کمیاب به وظایفی که صرفا جنبه نگهدارندگی دارد

تقویت توانایی‌های سازمان ها برای جذب و نگهداشت کارکنان کارآمد

افزایش ثبات عملکرد سازمان ها

توانمند سازی سازمان ها برای انطباق مؤثرتر با تغییرات محیطی( ملکی نیا و بجانی، ۱۳۸۹).

۲ـ۲ـ بخش دوم: مبانی نظری تسهیم دانش

۲ـ۲ـ ۱ـ تعریف دانش

قبل از توضیح مفهوم دانش، لازم است که بین «داده» و «اطلاعات» که کم و بیش القا کننده‌ مفهوم دانش هستند، تفاوت قائل شویم.

داده ها: «داده ها» رشته واقعیت های عینی و مجرد ‌در مورد رویدادها هستند. از دیدگاه سازمانی، داده ها – به درستی یک سلسله معاملات ثبت شده‌ منظم تلقی شده‌اند. داده ها تنها بخشی از واقعیت ها را نشان می‌دهند و از هر نوع قضاوت، تفسیر ومبنای قابل اتکا برای اقدام مناسب تهی هستند. داده ها را می‌توان مواد خام عناصر مورد نیاز برای تصمیم‌گیری به شمار آورد، چراکه نمی‌توانند عمل لازم را تجویز کنند. داده ها نشانگر ربط، بی‌ربطی و اهمیت خود نیستند، امّا به هر حال برای سازمان های بزرگ اهمیت زیادی دارند، چراکه مواد اولیه ضروری برای خلق دانش به شمار می‌روند( کشاورزی، ۱۳۸۶).

اطلاعات: «اطلاعات» را نوعی پیام به شمار می‌آورند. پیام مورد نظر ما معمولاً به شکل مدرکی مکتوب یا به صورت ارتباطی شنیداری یا دیداری نمود می‌یابد. اطلاعات باید متضمن آگاهی و حاوی داده هایی تغییر دهنده باشد. واژه‌ اطلاعات[۳۶]در انگلیسی به معنای «شکل دادن[۳۷]» نیز به معنی «شکل دادن» بینش و دید دریافت کننده‌ اطلاعات است. اگر بخواهیم معنی واژه‌ مورد بحث را دقیق تر و سختگیرانه‌تر روشن کنیم، باید بگوییم: «تنها گیرنده می‌تواند مشخص کند که دریافتی‌های او واقعاً اطلاعات بوده و او را تحت تأثیر قرار داده است».

اطلاعات برخلاف داده ها، معنی‌دار هستند. به قول پیتر دراکر: «داشتن ارتباط و هدف، ویژگی اطلاعات است». اطلاعات، نه تنها دارای قابلیت تأثیرگذاری بر گیرنده هستند، بلکه خود نیز شکل خاصی دارند و برای هدف خاصی سازمان می‌یابند. داده ها زمانی به اطلاعات تبدیل می‌شوند که ارائه دهنده آن ها، معنی‌ و مفهوم خاصی به آن ها ببخشد. با افزودن ارزش به داده ها، در واقع آن ها را به اطلاعات تبدیل می‌کنیم(نصر اصفهانی و همکاران، ۱۳۸۷).

دانش: «دانش» مخلوط سیالی از تجربیات، ارزش ها، اطلاعات موجود و نگرش های کارشناسی نظام یافته است که چارچوبی برای ارزشیابی و بهره‌گیری از تجربیات و اطلاعات جدید به دست می‌دهد. دانش، در ذهن دانشور به وجود آمده و به کار می‌رود. دانش در سازمان ها نه تنها در مدارک و ذخایر دانش، بلکه در رویه‌های کاری، فرایندهای سازمانی، اعمال و هنجارها مجسم می‌شود. این تعریف، از اول مشخص می‌کند که دانش ساده و روشن نیست، مخلوطی از چند عامل متفاوت است؛ سیالی است که در عین حال ساختارهای مشخصی دارد و نهایت اینکه، ابهامی و شهودی است و به همین علت، به راحتی نمی‌توان آن را در قالب کلمات گنجاند و به صورت تعریفی منطقی عرضه کرد.

دانش در خود مردم وجود دارد و بخشی از پیچیدگی ندانسته‌های انسانی است. ما گرچه به طور سنتی، سرمایه ها را مشخص و ملموس می‌دانیم، امّا سرمایه‌ دانش را نمی‌توان به راحتی تعریف کرد. درست مشابه ذره اتمی که می‌تواند موج یا ذره باشد، بسته به اینکه دانشمندان چگونه وجود آن را دنبال کنند. دانش به شکل های پویا و نیز انباشته و ایستا قابل تصور است (رضائیان، ۱۳۸۱: ۲۱).

نظر دهید »
فایل های مقالات و پروژه ها | قسمت 7 – پایان نامه های کارشناسی ارشد
ارسال شده در 30 آذر 1401 توسط مدیر سایت در بدون موضوع


محمدی(۱۳۸۱)بیان می­دارد که محرک‌های محیطی متعددی وجود دارد که سازمان‌ها را به توانمندسازی کارکنانشان ترغیب نموده ­اند.در این میان مهمترین آن ها عبارتند از:


۱)اثرات فناوری بر محیط کاری: رشد سریع فناوری،تمامی جوانب سازمان‌ها را به نوعی تحت تاثیر قرار داده است.تغییرات سریع فناوری ،باعث تغییر ماهیت کارها شده و رایانه ­ها،رباط­ها و دستگاه های کاملاً خود کار جایگزین مشاغل روتین ‌شده‌اند.این ابزار تغییرات شدیدی در نوع مهارت‌های مورد نیاز افراد و اعضای سازمان‌ها ایجاد کرده ­اند.(رابینز،۱۳۷۴)

بدیهی است برای رویاروی با چنین چالشی کارکنان باید توانمند شوند یعنی در تمام جهات رشد کنند.


۲)افزایش انتظارات مشتریان: امروزه مشتریان به کمک اینترنت قادرند وسایل مورد نیاز خود را به طور مستقیم و در بهترین قیمت رقابتی خریداری کنند.افزایش انتظارات مشتریان باعث افزایش انتظارات سازمان‌ها از کارکنانشان شده است،تحت این شرایط،نه تنها سلسله مراتب دستوری- کنترلی مناسب نخواهد بود.بلکه برعکس کارکنان باید بیاموزند ابتکار عمل داشته،خلاق باشند و در درون تیم‌های خودگردانی که برای انجام وظایف سنتی مدیران(از قبیل: بودجه بندی،پاداش،کنترل کیفیت و …)توانمند ‌شده‌اند به خوبی ایفای نقش کرده و مسئولیت‌های بیشتری برای اقداماتشان بپذیرند.(کویین و اسپریتزر[۱۹] ۱۹۹۷)

۳)ضرورت انعطاف پذیری سازمان‌ها: در شکل سنتی،سازمان‌ها دارای ساختار سلسله مراتبی و قدرت متمرکز بوده و در رأس هرم تغییرات عمده­ای در حال رخ دادن است.به اعتقاد بسیاری از مدیران عالی،در محیطی که شدت رقابت جهانی و فناوری‌های نوین از ویژگی‌های آن به شمار می‌آید دست برداشتن از کنترل متمرکز باعث افزایش انعطاف پذیری سازمان‌ها خواهد شد.در این میان توانمند سازی کارکنان بهترین فلسفه عدم تمرکز است.(پلانکت و اتنر، ۱۹۹۷).

سرانجام اینکه پژوهش­ها نشانگر آن است که سازمان‌ها از انجام فرایند توامندسازی منافعی کسب می‌کنند،که برخی از این منافع عبارتند از : افزایش رضایت شغلی اعضاء،بهبود کیفیت زندگی کاری،بهبود کیفیت کالا و خدمات،افزاایش بهره ­وری سازمانی و آمادگی رقابت.(بوون و لولر)

/همچنین ” کانگر و کاننگو”(۱۹۸۸)دلایل زیر را برای شدت توجه به توانمندسازی بر می­شمرند:

۱- مطالعات مهارت‌های مدیرت نشان می‌دهد که توامندسازی زیردستان بخش مهمی از اثربخشی سازمانی و مدیریتی است.

۲- تجزیه و تحلیل قدرت و کنترل در سازمان‌ها حاکی از این است که سهیم کردن کارکنان در قدرت و کنترل،اثر بخشی سازمانی را افزایش می‌دهد.

۳- تجربیات تشکیل گروه در سازمان دلالت بر این دارد که راهبردهای توامندسازی کارکنان نقش مهمی در ایجاد و بقاء گروه و در نهایت بقای سازمان دارد.

۲-۶ اهداف توانمندسازی

هدف از توانمندسازی ایجاد سازمانی است مرکب از کارکنانی متعهد و مشتاق به کار که وظایف شغلی شان را بدین علت که هم عقیده دارند و هم از آن لذت می‌برند انجام می‌دهند. همچنین هدف از توانمندسازی نیروی انسانی ، استفاده از ظرفیت های بالقوه انسان ها به منظور توسعه ارزش افزوده سازمانی، تقویت احساس اعتماد به نفس و چیرگی بر ناتوانی ها و درماندگی های فردی است. به عبارت دیگر هدف از توانمندسازی ارائه بهترین منابع فکری مربوط به هر زمینه ای از عملکرد سازمان است. گالبریت و لاور عقیده دارند هدف بلند مدت توانمندسازی ، اطمینان دادن به کارکنان است که در چارچوب رسالت، چشم انداز و استراتژی سازمان به موفقیت می‌رسند. توانمندسازی ادعا دارد به وسیله تأکید بر حقوق کارکنان برای خودسازماندهی و رشد شخصی، عدالت را حکم فرما م یکند. به عبارت دیگر توانمندسازی راهی است که به کمک واگذاری عوامل انضباطی به کارکنان آن ها را به سمت ‌پاسخ‌گویی‌ و ‌بنابرین‏ برانگیختگی و خودنظمی سوق می‌دهد و بدین وسیله سطح کمال آنان را افزایش می‌دهد [۲۰].

افراد در توانمندسازی باید مسئولیت بهبود شغل و وظایف روزانه خود را بپذیرند . این به عهده خود فرد است که شغل خویش را بهتر، غنی تر و رضایت بخش تر سازد. وقتی فرد این کار را انجام می‌دهد، بهتر می‌تواند تصمیم بگیرد و مس ؤولیت پذیرتر شود و به فردی تبدیل شود که بهتر م یتواند مشارکت نماید.

لیچ و وال در این رابطه می نویسند: توانمندسازی وسیله ای است برای ارتقاء کارکنان به ویژه راهی است برای ایجاد دانش و توانایی کارمندان برای ارتقاء عملکرد. به طور خلاصه با توجه به سطور فوق اهداف توانمندسازی کارکنان را می توان درموارد ذیل ذکر کرد:

    • ارتقای کارکنان از طریق ایجاد دانش و توانایی؛

    • استقرار عدالت در سازمان؛

    • ایجاد کارکنان متعهد و مشتاق در کارکنان؛

  • استفاده از ظرفیت های بالقوه کارکنان.

۲-۷ ویژگی‌های سازمان‌های توانمند

سازمان توانمند سازمانی است که در آن گروه هایی از انسان‌ها با هم کار می‌کنند و در انجام کارها با یکدیگر مشارکت دارند.این سازمان رقابتی،یعنی جایی که هر کارمند در انجام دادن کارها با یکدیگر به رقابت می ­پردازد،کاملاً تفاوت دارد.در سازمان‌های توانمند ،برای کار گروهی اهمیت خاصی قایل هستند و افراد ضمن کمک به یکدیگر،در حل مشکلات پیچیده تشریک مساعی دارند.آن ها نسبت به همکاران محبت می­ورزند و منافع جمعی را بر منافع شخصی ترجیح می‌دهند.در سازمان توانمند کارکنان با احساس هیجان،مالکیت و افتخار بهترین ابداعات و افکار خوب را پیاده می­سازند.(شاهر کنی ،۱۳۸۱)

در حقیقت در یک سازمان توانمند محیطی حکم فرماست که در آن کارکنان،نیروی محرکه اصلی هستند.

مدل مدیریت سنتی که در آن مدیر کنترل می‌کند و کارکنان تحت کنترل هستند دیگر کارآمد نیست.به منظور ایجاد محیط کار توانمند،نقش مدیر در سازمان بایستی از چارچوب ذهنی فرماندهی و کنترل به محیط حمایتی مبتنی بر حس مسئولیت تبدیل شود که در آن کلیه کارکنان فرصت داشته باشند به نحو احسن همکاری کنند.(کابریجو دیگران، ۱۹۹۹)

در محیط توانمند،فرهنگ توانمندسازی رشد می‌کند،تبادل اطلاعات و دیدگاه ها به آسانی صورت ‌می‌گیرد؛اهداف مشخص و تعریف شده است؛مرزهای تصمیم گیری روشن است ؛تقسیم کار صورت ‌می‌گیرد؛شایستگی در قالب کسب تجربه و آموزش­ها شکوفا می‌شود؛منابع کافی انجام کار(پول،مواد،تجهیزات،نیروی انسانی)در اختیار کارکنان قرار ‌می‌گیرد،پشتیبانی لازم توسط مدیران عالی سازمان از فرهنگ توانمندسازی صورت ‌می‌گیرد،پشتیبانی لازم توسط مدیران عالی سازمان از فرهنگ توانمندسازی صورت ‌می‌گیرد،کارکنان تشویق و ترغیب به پذیرش ریسک و مخاطره می‌شوند.توانمندسازی محیطی را به وجود ‌می‌آورد تا کارکنان بتوانند با اختیارات بیشتر کار کرده و در فرایند تغییر و بهبود نقش داشته باشند،نیازشان به سرپرست مستقیم کاهش یافته و در تحقق اهداف سازمان مشارکت نمایند.(آقایاری،۱۳۸۲)

۲-۸ ویژگی‌های کارکنان در یک سازمان توانمند

توامندسازی با پرورش کارکنانی با انگیزه و توانا به مدیران این امکان را خواهد داد که در برابر پویایی­های محیط رقابتی به سرعت و به طور مناسب عمل نموده،موجبات برتری رقابتی سازمانشان را فراهم آورند.(محمدی،۱۳۸۱)

نظر دهید »
مقالات و پایان نامه ها | الف) مقدمه – 5
ارسال شده در 30 آذر 1401 توسط مدیر سایت در بدون موضوع

الف) مقدمه

یکی از مباحث بسیار مهم در حقوق جزا که توسط حقوق ‌دانان کمتر مورد توجه قرار گرفته است، اختیار می‌باشد. اختیار، از مهم ترین و مشکل ترین مباحث فکری بشر بوده و از دیرباز، اندیشه انسان را به خود معطوف ساخته است. این بحث آثار و نتایج بسیاری دارد و به جهت داشتن ابعاد متعدد، در علوم مختلفی، از جمله فلسفه، کلام، روانشناسی، اخلاق و حقوق مورد بحث قرار می‌گیرد. در علم حقوق، چگونگی شکل گیری و تحقق اختیار در جرم بودن یا نبودن عمل و میزان مجازات مؤثر است.

مباحث مربوط به اختیار و نقش آن در مسئولیت اخلاقی انسان، عمری به درازای طول عمر بشر دارد. فی الواقع، ما تاریخ ابتدای حقیقی بحث از اختیار را نمی دانیم ولی از ابتدا عقیده بر این بود که آدمی در امور مربوط به زندگی روزمره خود، اختیار نداشته و کاملا مقهور فرامین الهی قرار می‌گیرد. لذا فاقد مسئولیت اخلاقی است. رفته رفته، با پیشرفت علوم مختلف از جمله فلسفه و فقه، بحث آزادی انسان و داشتن اختیار در اعمالی که انجام می‌دهد، مورد توجه قرار می‌گیرد و اختیار، به ‌عنوان مبنای مسئولیت اخلاقی انسان مطرح می‌گردد. ‌بنابرین‏ ماهیت اختیار در علوم مختلف به بحث و مجادله گذاشته شد. بگونه ای که در فلسفه اختیار، اراده ای تعریف می شود که مبتنی بر سنجش ضرر و زیان و تصدیق به مصلحت از روی تعقل سلیم باشد.

در فقه بر سر ماهیت اختیار اختلاف نظر حاصل می‌گردد؛ بگونه ای که عده ای واژه اختیار را در مقابل جبر به کار می‌برند و در این معنی شخص مختار کسی می دانند که دارای اراده و اختیار است و افعال خود را با خواست و تصمیم خود انجام می‌دهد و عده ای واژه اختیار را در مقابل اکراه به کار می‌برند؛ بدین معنی که انسان مختار و مکره، هر دو، افعالشان را از روی اراده و قصد انجام می‌دهند و تفاوت آن دو در این است که انسان مختار دارای طیب نفس و رضایت باطنی و میل هم هست و با شوق و رغبت و رضا کاری را انجام می‌دهد ولی انسان مکره طیب نفس ندارد و اگر به میل خود بود انجام نمی داد.

در این تحقیق سعی شده است که از لابلای مقررات موضوعه و نظرات مختلف فقها و حقوق ‌دانان، راهی برای کشف جایگاه و موقعیت اختیار در حقوق جزا پیدا گردد. به طور کلی دو دسته نظر ‌در مورد جایگاه اختیار در حقوق جزا وجود دارد؛ عده ای آن را مؤثر در مسئولیت کیفری دانسته و با فقد آن مسئولیت را از مجرم، رفع می‌کنند و عده ای آن را مؤثر تکوین جرم می دانند و معتقدند با زوال آن اصولا جرم واقع نمی گردد. قانون‌گذار در این خصوص، برخورد دو گانه ای را در پیش گرفته است؛ بگونه ای که از طرفی در ماده ۱۴۰ ق.م.ا، اختیار را شرط مسئولیت کیفری دانسته است و از طرفی در مواد مربوط به تعزیرات، حدود و قصاص رویه دیگری را در پیش گرفته است و سلب اختیار را موجبی برای جواز ارتکاب جرم از ناحیه غیر مختار و انتساب جرم به سبب عدوانی دانسته است.

از آنجا که تبیین مسئله مذکور، از سویی بستگی تام به تعیین مفهوم دقیق اختیار دارد و از سویی در گرو تفکیک این نهاد حقوقی از مفاهیم مشابه و نزدیک به آن است، پیش از ورود به مبحث اصلی یعنی جایگاه اختیار در حقوق جزا، لاجرم این دو موضوع را مورد بحث و بررسی مشروح قرار می‌دهیم.

اختیار را به توانایی انتخاب تعریف می‌کنیم؛ بدین معنی که فرد توانایی این را داشته باشد که از بین چند موقعیت ممکن و مقدور، اراده خود را متوجه فعل خاصی کند، بدون اینکه تحت فشار داخلی و خارجی غیر قابل تحمل، ناچار به انتخاب فعل گردد. اینجا است که مفهوم اختیار از مفاهیم مشابه اراده، قصد، رضا و قدرت متمایز می‌گردد؛ چرا که اراده به معنای توانایی خواستن، قصد به معنای خواستن، رضا به معنای طیب نفس و قدرت به معنای توانایی انجام فعل، متفاوت از توانایی انتخاب می‌باشند.

ضرورت تفکیک اختیار از مفاهیم مشابه ‌به این دلیل است که عده ای از علماء از جمله قانون‌گذار در مواردی بین معنای اختیار و مفاهیم مشابه یاد شده خلط کرده‌اند. چنان که هم در قانون قدیم مجازات اسلامی مصوب ۱۳۷۰ و هم در قانون فعلی مصوب ۱۳۹۲، نشانه هایی در خصوص این رویکرد دیده می شود؛ چنان که در قانون مصوب ۱۳۷۰، قانون‌گذار در بخش کلیات( ماده۵۳ ) در بحث از مستی، شرط رفع مسئولیت را «مسلوب الاراده بودن» می‌داند، در حالی که در بحث از مستی در قتل( ماده ۲۲۴ )، با وجود یکسانی شرایط با ماده ۵۳، از اصطلاح «مسلوب الاختیار» سخن به میان می آورد. قانون‌گذار فعلی این اشکال را رفع ‌کرده‌است و در بحث از مستی، در هر دو بخش کلیات و قتل( مواد ۱۵۴ و ۳۰۷ ) از اصطلاح «مسلوب الاختیار» استفاده ‌کرده‌است. اشکالی که پیش می‌آید این است که، قانون‌گذار اختیار را در معنای واقعی آن و به ‌عنوان مفهومی مستقل از اراده به کار نبرده است. این نکته از آنجا قوت می‌گیرد که قانون‌گذار در ابتدای ماده ۱۵۴ مستی را در معنای بی ارادگی به کار برده است. مسلم است که آنچه در مستی باعث رفع مجازات از شخص مست می‌گردد، زوال اراده است نه اختیار، هر چند که با زوال اراده صحبت از اختیار، معنا ندارد ولی فی الواقع، عامل رفع مجازات، زوال اراده می‌باشد. همچنین قانون‌گذار در ماده ۴۹۹ ق.م.ا در بحث از اجبار معنوی، از واژه اختیار استفاده ‌کرده‌است. مسلم است آنچه در اجبار معنوی زائل می‌گردد و به دلیل آن مسئولیت رفع می‌گردد، زوال اراده می‌باشد نه اختیار. در قانون مدنی نیز قانون‌گذار در مواردی رضا را جایگزین اختیار ‌کرده‌است چنان که در مواد ۱۹۰ و ۱۰۷۰ ق.م، آنچه که موجب تحقق اکراه می‌گردد را، عدم رضا دانسته است. ‌بنابرین‏ ملاحظه می شود که قانون‌گذار تعاریفی را که ‌در مورد اختیار، اراده و رضا در اصول کلی فقهی و حقوقی وجود دارد، در قانون رعایت نکرده است. شارحین جزایی ما هم در این خصوص نظرات متفاوتی را بیان کرده‌اند. گاهی به تبعیت از فقه اختیار به دو معنای مختلف در برابر اجبار و اکراه قرار داده شده است. گاهی هم بر گرفته از مفهوم فلسفی اختیار، آن را آزادی در سنجش سود و زیان و تصدیق به مصلحت از روی تعقل سلیم، تعریف کرده‌اند.

در این تحقیق به دنبال تبیین دقیق ماهیت اختیار و تفکیک مرز آن از مفاهیم مشابه دیگر چون قصد و اراده و رضا می باشیم. طبیعتا تبیین دقیق ماهیت اختیار و تفکیک مرز آن از مفاهیم نزدیک به آن بالاخص اراده می‌تواند آثار بسیار زیادی در حقوق جزا ایجاد کند. ‌بنابرین‏ تحقیق از این جهت بدیع می‌باشد.

تحقیق حاضر علی‌رغم کمبود منابع، از جامعیت و انسجام قابل ملاحظه ای برخوردار بوده و سعی شده است که به تشریح و بررسی جزئی ترین مسائل در رابطه با اختیار، پرداخته شود و تا حد امکان شفاف سازی لازم در موضوع مورد نظر صورت گیرد.بدون تردید چنین تلاشی نمی تواند خالی از اشکال باشد، ولی امید است که خوانندگان و محققان و دانش پژوهان با بیان معایب و نواقص آن، نگارنده را در جهت رفع آن ها و ارائه ی اثری مفید یاری رسانند. امید است که این اثر ارائه ی طریقی برای قانون گذار جمهوری اسلامی در جهت رفع معایب و نواقص قانونی در رابطه با موضوع مورد نظر باشد.

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 33
  • 34
  • 35
  • ...
  • 36
  • ...
  • 37
  • 38
  • 39
  • ...
  • 40
  • ...
  • 41
  • 42
  • 43
  • ...
  • 153
بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

آموزش روش ها، تکنیک ها - چالش ها - ایده ها

 رشد و مدیریت کانال یوتیوب
 درآمد از نقد و بررسی محصولات
 آموزش استفاده از هوش مصنوعی Gemini
 درآمدزایی از برنامه‌نویسی با هوش مصنوعی
 دلایل سردی روابط عاشقانه
 درآمدزایی از پروژه‌های تحقیقاتی آنلاین
 طراحی لوگو و گرافیک آنلاین
 مشاوره آنلاین برای درآمدزایی
 سوالات حیاتی قبل از ازدواج
 معرفی نژاد سگ لهاسا آپسو
 درآمدزایی بدون سرمایه اولیه
 دلایل احساس عدم نزدیکی در روابط
 درآمدزایی از وبینارهای آموزشی
 معرفی نژاد سگ بیچون فریز
 روش‌های پولسازی از اینترنت
 موفقیت در درآمد آنلاین بدون سرمایه
 مقابله با حسادت در رابطه
 مدیریت بهتر احساسات در رابطه
 درآمدزایی با برنامه‌نویسی هوش مصنوعی
 علل و درمان استفراغ کف سفید در سگ‌ها
 تکنیک‌های طراحی لندینگ پیج فروشگاهی
 دلایل عطسه گربه و زمان نگرانی
 درآمد از ترجمه هوش مصنوعی در 5 مرحله
 ساخت دوره آموزشی با هوش مصنوعی برای درآمد
 راهکارهای پیشگیری از طلاق عاطفی
 نشانه‌های عشق واقعی
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان